سفارش تبلیغ
صبا

وبلاگ آموزشی

Ù?تÛ?جÙ? تصÙ?Û?رÛ? براÛ? کتاب اÙ?Ú¯Ù?زÙ?

 

کتاب انگیزه راهکاری نو برای خلق دنیایی نو، اثر دانیل اچ پینک. با ترجمه مرجان فرجی که از سوی انتشارات لیوسا منتشر شده است.

 

تحصیلات رسمی دانیل پینک در حوزه‌ی حقوق است اما سال 2011 نشریه کسب و کار هاروارد، نام او را در فهرست پنجاه متفکر مدیریت جهان اعلام کرد.

 

انگیزه یکی از حوزه های اصلی می باشد که نویسنده آن را به خوبی بررسی کرده است و آن را می فهمد.

 

دانیل پینک سال هاست که برای نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال مطلب می نویسد.

 

کتاب انگیزه در مورد چیست؟

این کتاب به کل سعی دارد ماجرای انگیزه را حل کند. اینکه انگیزه چیست؟ چه طور شکل می گیرد؟ چرا اصلا انگیزه می گیریم و یا انگیزه خود را از دست می دهیم؟ چطور می توانیم انگیزه افراد را بالا ببریم و یا اینکه چه عواملی باعث می شود انگیزه از بین برود؟

 

در کتاب انگیزه مطالب مرتبط با موضوع انگیزش نیز بررسی می شود. مطالبی همچون رابطه انگیزه با خلاقیت، رابطه انگیزه با اخلاق و یا رابطه انگیزه با اعتیاد پاداش.

 

در پشت جلد کتاب می خوانیم ” اغلب ما آدم‌ ها گمان می‌ کنیم بهترین راه انگیزه بخشیدن به خودمان و دیگران، پاداش‌ های بیرونی مثل پول است. این اشتباه است. راز عملکرد بهتر و رضایت خاطر افراد – در محیط کار، مدرسه و منزل – این نیاز فطری انسان است که سکان زندگی‌ اش را در دست داشته باشد، بیاموزد چیزهای نویی خلق کند و خود و دنیای خود را از اینکه هست بهتر کند. در کتاب انگیزه سه عنصر انگیزه‌ی واقعی – یعنی، استقلال عمل، تبحر و آرمان – مورد بررسی قرار می‌گیرد و راهکارهای هوشمندانه و شگفت‌ آوری برای به‌کارگیری این سه عنصر در عمل ارائه می‌شود.”

 

دانیل پینک اعتقاد دارد انگیزه در مردم وجود دارد، فقط باید راه هایی پیدا کنیم که این انگیزه را از بین نبریم.

 

درباره کتاب انگیزه

شما اگر بخواید به کسی انگیزه بدید چیکار می کنید؟

 

به نظر من بهتره که بهش پول بدید. تقریبا میشه گفت که اولین چیزی که به ذهن همه ما خطور می کنه این هستش که پول باعث میشه افراد انگیزه پیدا کنند. حتی شاید برای شما هم پیش امده باشه که اگر کاری را از کودکی انتظار داریم سعی می کنیم با یک انگیزاننده مثل پول کودک رو ترغیب به انجام کار کنیم. مثلا بهش وعده میدیم که فلان اسباب بازی رو براش می خریم اگر این کار را بکنند. و شاید همین باعث شده که عامل انگیزه در ذهن ما پاداش های بیرونی باشند.

 

اما وقتی کتاب انگیزه را می خوانیم می بینیم که ماجرای انگیزه بسیار گسترده و بحث برانگیز می باشد. وقتی می خوانیم که پاداش های بیرونی زیاد باعث فساد انگیزش می شود شاید تعجب کنیم و به این فکر بیفتیم که مگر می شود کسی با گرفتن پول و پاداش انگیزه خود را از دست بدهد. ولی تحقیقات و آزمایش های مختلف نشان می دهد که بله می شود.

 

این کتاب ماجرای انگیزه را به شکل جذاب و از لحاظ مختلفی بررسی می کند و بسیار ارزشمند است.

 

این کتاب را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم؟

به نظر من مدیران کسب و کارها باید به خوبی با موضوع انگیزه آشنا باشند و لذا این کتاب و تحقیقات دانیل پینک برای آن ها یک ضرورت می باشد.

 

کارآفرین ها و افرادی که علاقه دارند رفتار های انسان را نیز مطالعه کنند می توانند از این کتاب استفاده خوبی ببرند.

 

و در کل هر کسی که به موضوع انگیزش علاقه دارد بدون شک این کتاب برای او مفید خواهد بود.

 

قسمت هایی از کتاب

بهترین راه استفاده از پول به عنوان عامل ایجاد کننده انگیزه آن است که به آدم ها به قدر کافی پول بدهید تا مسئله پول به کل از میان برداشته شود.

 

در محیط هایی که پاداش های بیرونی رایج تر است، بسیاری از افراد فقط تا آستانه ای که پاداش می گیرند کار می کنند نه بیشتر. بنابراین چنانچه دانش آموزان برای خواندن سه کتاب جایزه بگیرند دست به کتاب چهارم که نمی برند هیچ، عادت مطالعه برای باقی عمر را کنار می گذارند.

 

لزومی ندارد ببینید فلانی چه کاری انجام می دهد تا بدانید حرفه اش همان است یا نه. کافی است چشمانش را تماشا کنید، آشپزی که سسی را مخلوط می کند، جراحی که با چاقو پوست را می شکافد، دفترداری که بارنامه را پر می کند و … همگی حالت مجذوب بر چهره دارند، چنان غرق در کار، که پاک خود را فراموش کرده اند، و چه زیباست آن حالت نگاه دوخته بر شی.

 

ارزش زندگی آدم ها را می توان با این معیار سنجید که چقدر توانسته اند بر سرنوشت کسانی که کمتر دستشان به دهانشان می رسد، اثر بگذارند.

 

کسانی که کمتر از دیگران چشم به پاداش های بیرونی دارند، همان هایی هستند که سرانجام این پاداش ها را نصیب خود خواهند کرد.

 

Ù?تÛ?جÙ? تصÙ?Û?رÛ? براÛ? کتاب اÙ?Ú¯Ù?زÙ?


Ù?تÛ?جÙ? تصÙ?Û?رÛ? براÛ? کتاب دÙ?کدÙ? جÙ?اÙ?Ù? Ø®Ù?شبختÙ?

 

در کتاب دهکده جهانی خوشبختی سخنان خردمندانه ی صد تن از دانشمندان سراسر جهان درباره خوشبختی گردآوری شده است.

 

این کتاب توسط لئو بورمنز نوشته شده است که به گفته دوستانش متخصص در خوش بین زندگی کردن می باشد.

 

بورمنر تصمیم می گیرد که کتابی در مورد خوشبختی بنویسید و به همین خاطر تحقیقات و بررسی خود را شروع می کند و متوجه می شود که هزاران مطالعه و تحقیق در زمینه خوشبختی تا به حال انجام شده و همچنین بررسی های جدید نیز هم اکنون در حال اجراست. بنابراین بورمنز تصمیم می گیرد که با 100 متخصص بسیار معروف در این زمینه تماس بگیرد و از آن ها بخواهد که نتیجه تحقیقاتشان را حداکثر در 1000 کلمه و در یک پیام برای دنیا جمع بندی کنند.

 

نتیجه این کار کتاب دهکده جهانی خوشبختی شد!

 

درباره نویسنده کتاب، لئو بورمنز

او سفیر خوشحالی و کیفیت زندگی جهانی است.

 

لئو استاد، روزنامه نگار، دارای مدرک کارشناسی ارشد زبان و فلسفه است.

 

او در وزارت آموزش و پرورش بلژیک با سمت سردبیر ارشد مشغول فعالیت است. برای یونسکو کار کرده است و فعالیت های بسیار زیادی در زمینه روانشناسی مثبت انجام داده است.

 

کتاب دهکده جهانی خوشبختی

از این کتاب به حال نزدیک به نیم میلیون نسخه به فروش رسیده است.

 

این کتاب به 12 زبان مختلف ترجمه شده است و توسط هرمن آشیل ون رومپری – رئیس اتحادیه اروپا – برای تمام رهبران دنیا فرستاده شده است.

 

همان طور که پیش تر اشاره کردیم در کتاب دهکده جهانی خوشبختی نظرات، اندیشه ها، تحقیقات و دست آوردهای متخصصان برجسته سراسر جهان در مورد خوشبختی جمع آوری شده است.

 

می شود گفت که این کتاب خوشبختی را از هر لحاظی بررسی کرده است.

 

از جمله موضوعاتی که این کتاب رابطه آن ها را با خوشبختی بررسی کرده است می توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

عامل سلامتی

نقش ژنتیک

محیط اجتماعی

ارزش دوست

عشق به زندگی

معنی زندگی

درون گرا یا برون گرا؟

متاهل یا مجرد؟

قدرت عشق

مهاجرت، برد یا باخت؟

ارتباط بین درآمد و خوشبختی

» در سراسر کتاب هم عکس های مختلفی دیده می شود. عکس هایی که به نحوی با خوشبختی در ارتباط هستند.

 

درباره کتاب

این کتاب خوشبختی را به شکل جامع بررسی کرده است.

 

جمع نظرات 100 متخصص این کتاب را شکل داده است و میشه گفت این کتاب 100 فصل جدا از هم است.

 

در هر فصل یک نفر پیام خود را ارائه می کند. سپس در آخر نکات کلیدی صحبت های هر متخصص به صورت خلاصه ارائه شده است و نیز رزومه ای کوتاه از همان فرد آورده شده است.

 

سوالات خوبی در این کتاب جواب داده شده که هر فردی رو به فکر فرو می بره. سوالاتی که ممکنه برای هر کسی پیش بیاد. یک جورایی این کتاب یک کتاب مرجع هستش که شما می تونید بهش مراجعه کنید و ارتباط عوامل مختلف رو با خوشخبتی بررسی کنید.

 

هرچند که نتایج تحقیقات زیادی در این کتاب گردآوری شده و خواننده می تواند از بین این موارد یک سری توصیه برای شادتر کردن زندگی خوش استخراج کنه ولی کتاب به صورت مشخص راهکاری برای ایجاد خوشبختی در زندگی ارائه نمی کند.

 

اما مشکلی که من با این کتاب داشتم این بود که نتیجه تحقیقات به شکل خلاصه ارائه شده بودند. ( نویسنده از متخصصان خواسته بود در قالب یک پیام 1000 کلمه ای حرف های خودشان را جمع و جور کنند.) همین خلاصه بودن مباحث باعث شده بود با بعضی از مطالب ارتباط برقرار نکنم.

 

جالبه بدونید که در آخر کتاب یک جدول وجود دارد که میانگین خوشبختی را در 148 کشور بین سال های 2000 الی 2009 نشان می دهد. نمرات این جدول از 10 می باشند که در زیر به برخی از آن ها اشاره می کنم:

 

دانمارک – 8?3

افغانستان – 4?1

ژاپن – 6?2

ایران – 5?8

کانادا – 8

ایالات متحده آمریکا – 7?4

ترکیه – 5?8

کاستاریکا – 8?5

 

قسمت هایی از کتاب دهکده جهانی خوشبختی

تصور نکنید که با پول می توانید خوشبختی را بخرید. خوشبختی که با پول ایجاد شود خیلی زود از بین می رود.

 

خوشبختی در آزادی انتخاب و کنترل انتخاب است. افرادی که در انتخاب آزادترند، احساس خوشحالی بیشتری هم دارند؛ اما این وقتی است که باور داشته باشند می توانند نتیجه انتخاب خود را کنترل کنند.

 

هرچیزی می تواند مردم را خوشحال کند؛ تنها اگر بخواهند.

 

افراد خوشحال تر سخاوتمند نیستند. افراد سخاوتمند خوشحال ترند.

 

بررسی های مداوم من نشان می دهد که یافتن معنی و هدف در زندگی، باعث خوشبختی می شود نه راه دیگری.

 

پیدا کردن هدف و معنی در زندگی، باعث خوشبختی می شود.

 

رسیدن به خوشبختی یک چیز و حفظ آن طی دوران بزرگسالی چیز دیگری است.

 

اولین قدم به سمت خوشبختی خویشتن پذیری است – حقیقتی که باید خودمان را برای آنچه که هستیم، با همه ی توانایی ها و ضعف هایمان دوست داشته باشیم. تنها با برطرف کردن نگرانی ها از کسی که هستیم، قادر خواهیم بود ظرفیت هایمان را افزایش دهیم. تنها پس از آن است که می توانیم رشد کنیم؛ متعهد به هدفی باشیم؛ برای دیگران کار کنیم و خوشحال باشیم.

 

حسادت، دشمن بسیار نیرومند خوشبختی است.

 

ما در بیرون به دنبال خوشبختی هستیم، غافل از آنکه خوشبختی درون ماست.


روش برخورد با افراد دشوار با عنوان فرعی – به جای کناره گیری از مردم، چگونه با آن ها ارتباط برقرار کنیم – یک کتاب در زمینه برقراری ارتباطات مفید اجتماعی محسوب می شود.

 

تانگ فو اسمی است که نویسنده برای مطالب کتاب خود استفاده می کند. تانگ در زبان انگلیسی به معنای “زبان” است و فو به ورزش های رزمی اشاره دارد. بنابراین تانگ فو از دیدگاه نویسنده یعنی اینکه چطور از زبان خود به نحو مناسبی، مثل یک هنر رزمی استفاده کنیم.

 

نویسنده در مقدمه کتاب، هدف خود را از تانگ فو چنین بیان می کند:

 

هدف تانگ فو! این است که چگونه می توانید اعتماد به نفس خود را تقویت کنید تا کسی نتواند با حرف هایش شما را آزار دهد و زمانی که کسی شما را برمی انگیزد، بتوانید با استفاده از روش های مشابه هنرهای رزمی این کتاب که ذهن و زبان را تقویت می کند، ماهرانه از خود حمایت کنید.

 

کتاب تاÙ?Ú¯ Ù?Ù? رÙ?Ø´ برخÙ?رد با اÙ?راد دشÙ?ار

محتوا کتاب روش برخورد با افراد دشوار

این کتاب در 4 بخش و 30 فصل نوشته شده است و در سراسر کتاب، مخاطب تکنیک های مختلفی را یاد میگیرد تا در برخورد با افراد بدخلق، بدزبان، سخت گیر، کله شق، بی منطق و… از آن ها استفاده کند.

 

چهار بخش کتاب عبارتند از:

 

پاسخ به جای واکنش

حرف های گفتنی، حرف های ناگفتنی

تبدیل تضاد به تعاون

دریافتِ بیشترِ خواسته، نیاز، حق…

فصل های بخش اول:

غلبه بر درماندگی

مهار جر و بحث از طریق شوخی

همدلی با افرادی که مشکل دارند

پایان دادن سریع به گله و شکایت

کنار کشیدن موقرانه از جر و بحث

خواندن دست طرف مقابل

چسباندن زبان به سقف دهان

حرف زدن وقتی آدم نمی داند چه بگوید

پیدا کردن راه حل به جای عیب جویی

سم هورن، نویسنده کتاب، در مورد روش های مطرح شده در این کتاب چنین می گوید:

 

این روش ها به شما یاد می دهد که ماهرانه افراد بدقلق و بدزبان را خلع سلاح کنید تا روابط اجتماعی تان کمتر با تنش همراه باشد و زندگی تان لذت بخش تر شود.

 

دست آخر، یاد می گیرید چطور روی پاهای خو بایستید بی آنکه شست پای دیگران را لگد کنید، که با این حساب، نه لطمه می بینید و نه به کسی لطمه می زنید.

 

درباره روش برخورد با افراد دشوار

در زمینه روابط بین فردی و ارتباطات اجتماعی، این کتاب بدون شک یک کتاب مفید و موثر می باشد.

 

روش های بسیار زیادی در کتاب مطرح می شود و این روش ها شما را برای برخورد با هر فرد دشواری آماده می کند. اگرچه همه مطالب کتاب ممکن است با فرهنگ ما سازگار نباشد، اما می توان از 95 درصد گفته های این کتاب استفاده مفید کرد.

 

یک نکته مثبت و بسیار عالی در مورد کتاب روش برخورد با افراد دشوار این است که، تمامی تکنیک ها و راه حل ها در قالب مثال توضیح داده شده است. مثال های واقعی که شرکت کنندگان در همایش ها و سخنرانی های سم هورن آن ها را مطرح کرده اند.

 

قبلا هم اشاره کردم که روش های این کتاب بسیار زیاد هستند و ممکن است شما را گیج کند که از کدام روش استفاده کنید. خود نویسنده هم به این مسئله اعتراف کرده و به همین خاطر در قسمت – سخن آخر – در پایان کتاب در مورد این موضوع صحبت کرده و پیشنهاداتی را نیز مطرح کرده است. پیشنهاد من هم این است که قبل از خواندن مطالب کتاب، ابتدا انتهای کتاب را بخوانید تا بتوانید به شکل کارآمدتری از مطالب کتاب استفاده کنید.

 

قسمت هایی از متن کتاب روش برخورد با افراد دشوار

اگر از روش برخورد مردم خوشت نمی آید، حق انتخاب داری. می توانی بدون فکر واکنش نشان دهی و هرچه به ذهنت رسید، بر زبان بیاوری. یا می توانی لحظه ای درنگ کنی و مسأله را از دید طرف مقابل ببینی. به این ترتیب، خودت به آرامش خیال دست می یابی.

 

“تو نمی توانی برای کسی که منطق سرش نمی شود، دلیل و منطق بیاوری.”  -جاناتان سویفت

 

از حالا به بعد، توضیح نده و توجیه نکن. به جای اینکه وقتت را تلف کنی تا چیزی را برای کسی توضیح بدهی که چرا اشتباهی رخ داده است، صرفا سعی کن با استفاده از کلمات، اوضاع را روبه راه کنی.

 

جیمز ماتیو گفته است: “کسانی که روشنایی و نور به زندگی دیگران می تابانند، خودشان هم از موهبت آن برخوردار می شوند.”

 

بگو و مگو صرفا وقت تلف کردن است، چون تو نمی توانی گذشته را تغییر بدهی، فقط می توانی از آن درس عبرت بگیری.

 

بنجامین فرانکلین خردمندانه نتیجه گرفته بود که اگر قرار باشد در آرامش زندگی کند، باید درباره ی آنچه می داند حرف بزند، نه اینکه در مورد آنچه می بینید قضاوت کند.

 


 

کتاب انسان خردمند – تاریخ مختصر بشر – که چاپ اول آن به زبان فارسی در سال 1396 منتشر شد، اکنون پس از یک سال، در اردیبهشت 1397 به چاپ یازدهم رسیده است و به نظر می‌رسد استقبال از این کتاب خوب همچنان ادامه دارد. عنوان اصلی کتاب sapiens: A Brief History of Humankind است که در سال 2014 به انگلیسی ترجمه شد و تاکنون به بیشتر از 30 زبان ترجمه شده است.

 

این کتابِ یووال نوح هراری، همواره در لیست کتاب‌های پرفروش قرار داشته است و شخصیت‌هایی مثل باراک اوباما (44مین رئیس جمهور آمریکا) و بیل گیتس (بنیانگذار مایکروسافت) خواندن آن را پیشنهاد کرده‌اند.

 

دکتر یووال نوح هراری از دانشگاه آکسفورد دکترای تاریخ دارد و در حال حاضر در دانشگاه عبری اورشلیم تاریخ جهان تدریس می‌کند. تحقیقات او بر سوالات فراگیری تمرکز دارند:

 

چه رابطه‌ای میان تاریخ و زیست‌شناسی وجود دارد؟

آیا عدالتی در تاریخ هست؟

آیا انسان‌ها با افشای حقایق تاریخی خوشبخت‌تر شده‌اند؟

«من همه را ترغیب می‌کنم تا فارغ از اعتقاداتشان روایات اساسی موجود در دنیا را زیر سوال ببرند و تحوالات گذشته را به علایق کنونی مربوط سازند و از مباحث جنجالی نهراسند.»

 

در ستایش انسان خردمند بسیار نوشته‌اند. در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم:

 

دیلی تلگراف The Daily Telegraph – از روزنامه‌های لندن که در 1855 تاسیس شد:

 

شفافیت هراری در مباحث زیست‌شناسی و انسان‌شناسی تکاملی و اقتصاد، و گرایش‌های تاریخی او بسیار دلپذیر است. از او دور نشوید تا خیلی چیزها یاد بگیرید.

 

جَرِد دایمونده – دانشمند و نویسنده کتاب فروپاشی:

 

انسان خردمند با جنجال فراوان به فهرست پرفروش‌ترین کتاب‌های جهان راه یافته است. دلیل آن ساده است: به بزرگ‌ترین مسائل تاریخ و جهان امروز می‌پردازد و به زبانی فوق‌العاده زنده و فراموش‌نشدنی نوشته شده است. عاشقش خواهید شد!

 

ساندی تایمز The Sunday Times – روزنامه معتبر پرفروش انگلیسی:

 

کتابی که تارعنکبوتهای مغزتان را کنار می‌زند. هراری روشنفکر زبردستی است که اشارات منطقی ناگهانی‌اش خواننده را به حیرت و تحسین وامی‌دارد. قدرت شفافیت قلم او دنیا را شگفت‌انگیز و نو جلوه می‌دهد.

 

تایمز The Times – یک روزنامه سراسری در کشور بریتانیا که در 1785 تاسیس شد:

 

هراری به معنای واقعی نویسنده است، نویسنده‌ای به راستی هوشمند با قلمی شفاف و ظریف. نگرش او به اشتعاره‌های زندگی شگفت‌انگیز است.

 

خلاصه کتاب انسان خردمند

همان‌طور که از عنوان فرعی کتاب برداشت می‌شود، این کتاب تاریخ مختصر بشر است و واقعا هم تاریخ را به شکل مختصر و البته مفید بیان کرده است. نویسنده تاریخ انسان را از 2?5 میلیون سال پیش تا زمان حال را فقط در 568 صفحه بیان می‌کند. هراری برای نوشتن انسان خردمند از منابع معتبر و تحقیقات دیگر دانشمندان در سرتاسر کتاب استفاده کرده است و ما با یک کتاب علمی که پایه و اساس خوبی دارد طرف هستیم.

 

هر اتفاق مهمی که در طول تاریخ بشر رخ داده در این کتاب بیان شده است: چه بر سر گونه‌های مختلف بشر آمد؟ چه بر سر حیوانات عظیم‌الجثه آمد؟ مغز چگونه تکامل یافت؟ آتش چه تاثیری بر تاریخ گذاشت؟ امپراتوری‌ها و حکومت‌ها چرا به وجود آمد؟ پول چگونه و چرا اختراع شد؟ مسیحیت و اسلام چه تاثیری بر انسان و تاریخ گذاشتند؟ و مهم‌تر از همه، گونه انسان خردمند به کجا می‌رود؟

 

در حدود 70هزار سال قبل، موجوداتی از گونه «انسان خردمند» (Homo sapiens) دست به کار ایجاد ساختارهای بسیار پیچیده‌تری شدند که فرهنگ نامیده شد. تحولاتی که متعاقبا در این فرهنگ‌های بشری رخ داد تاریخ نام گرفت.

 

مسیر تاریخ را سه انقلاب مهم تعیین کردند: انقلاب شناختی (cognitive revolution) در حدود 70 هزار سال پیش موتور تاریخ را روشن کرد. انقلاب کشاورزی (agricultural revolution) در حدود 12 هزار سال قبل به این روند سرعت داد. انقلاب علمی (scientific revolution)، که همین 500 سال پیش شروع شد، می‌تواند نقطه پایان تاریخ و آغازگر چیزی کاملا متفاوت باشد. موضوع این کتاب داستان تاثیر این سه انقلاب بر انسان و بر موجودات دیگری است که در کنار او زندگی می‌کنند. (انسان خردمند – صفحه 23)

 

صد هزار سال پیش، دست‌کم شش گونه انسانی در زمین زندگی می‌کردند. امروز تنها یکی به‌جا مانده است: ما، انسان‌های خردمند.

 

چه‌طور گونه ما در نبرد برای سلطه بر دیگران پیروز شد؟ چرا نیاکانِ شکارگر – خوراک‌جوی ما اقدام به ساختن شهرها و برپایی پادشاهی‌ها کردند؟ چگونه به خدایان و ملت‌ها و حقوق بشر ایمان آوردیم، به پول و کتاب‌ها و قوانین اعتماد کردیم، و خود را برده بوروکراسی و مصرف‌گرایی و حرص و آز برای خوشبختی ساختیم؟ دنیای ما در هزاره آینده چه شکلی به خود خواهد گرفت؟

 

انسان خردمند به‌گونه‌ای جسورانه و همه‌جانبه و بحث‎انگیز هر آنچه را تا کنون گمان می‌کردیم در مورد انسان می‌دانیم به چالش می‌کشد: افکارمان، رفتارمان، اعمال‌مان، اقتدارمان… و آینده‌مان را.

 

فهرست مطالب کتاب انسان خردمند – تاریخ مختصر بشر:

 

بخش اول: انقلاب شناختی

 

موجود بی‌اهمیت

درخت دانش

یک روز از زندگی آدم و حوا

طوفان بزرگ

بخش دوم: انقلاب کشاورزی

 

بزرگ‌ترین فریب تاریخ

ساختن اهرام

اضافه‌بارِ حافظه

در تاریخ عدالتی نیست

بخش سوم: وحدت بشر

 

پیکان تاریخ

رایحه پول

بینش‌های امپراتوری

قانون دین

راز موفقیت

بخش چهارم: انقلاب علمی

 

کشف نادانی

پیوند علم و امپراتوری

کیش سرمایه‌داری

چرخ‌های صنعت

انقلاب دائمی

و تا آخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند

فرجام انسان خردمند

کلام آخر: موجودی که خدا شد

یووال نوح هراری کتاب دیگری هم به اسم Homo Deus: A Brief History of Tomorrow (انسان خداگونه: تاریخ مختصر فردا) دارد که هنوز ترجمه نشده است. می‌توان گفت این کتاب ادامه‌ی کتاب انسان خردمند است که در مورد آینده و اینکه چه چیزی در انتظار انسان است، صحبت می‌کند. امیدواریم این کتاب هم مثل انسان خردمند با یک ترجمه خوب منتشر شود.

 

درباره کتاب انسان خردمند

چند ماهی بود که بیشتر دوستان کتاب‌خوانم توصیه می‌کردند این کتاب را مطالعه کنم. اما هرگز فرصت مناسبی برای مطالعه آن پیش نمی‌آمد. نهایتا در نمایشگاه کتاب 1397 کتاب انسان خردمند را تهیه کردم و موفق شدم آن را مطالعه کنم. (این کتاب را در لیست کتاب‌های پیشنهادی برای نمایشگاه کتاب قرار داده بودیم.)

 

کتاب انسان خردمند شبیه یک سفر طولانی به درازای تاریخ است که بعد از آن به راحتی می‌توان احساس پختی را در خود احساس کنید. قلم هراری بی‌نظیر است و به معنای واقعی کلمه، خواننده را جادو می‌کند. همین‌جا به شما پیشنهاد می‌کنم قبل از خواندن کتاب به شکل آگاهانه برنامه‌ریزی کنید که کتاب را کم کم و به مرور زمان بخوانید. اگر بدون برنامه شروع به خواندن آن کنید، بعید است بتوانید از مطالعه آن دست بردارید.

 

همان‌طور که در قسمت ابتدایی این مطلب خواندید، ویژگی برجسته کتاب این است که تاریخ را بدون تعصب و بدون جهت‌گیری خاصی روایت می‌کند و همین باعث جذاب‌تر شدن کتاب می‌شود. شما آزاد هستید که هر طور فکر می‌کنید درست است مسائل را تحلیل و کارهای گونه انسان خردمند را قضاوت کنید. کارهایی که به اعتقاد من، روز به روز بیشتر به سمت خشونت و نابودی گرایش داشته است.

 

هراری در اثر خودش، رفتار انسان خردمند را از لحاظ روانشناسی، زیست‌شناسی و جامعه‌شناسی بررسی می‌کند. انسانی که گونه‌های مختلف بشر را از بین برده و بسیاری از گونه‌های حیوانات را نیز منقرض کرده است. آغاز کتاب شگفت‌انگیز است، ادامه‌ی آن عالی و پایان کتاب خیره‌کننده‌ست.

 

من فکر می‌کنم روایت تاریخ بشر بهترین نقطه برای آغاز تفکر عمیق است و انصافا این کتاب هم سرنخ‌های زیاد و بسیار خوبی برای تفکر در اختیار خواننده قرار می‌دهد.

 

در کتاب سوال‌‌های شگفت‌انگیزی مطرح می‌شود و اتفاقات مختلف تاریخ به شکلی استادانه در کنار هم قرار می‌گیرند. و جالب‌تر از همه اینکه یووال نوح هراری همه‌چیز را زیر سوال می‌برد و خود او هم مخاطب را دعوت به تفکر دوباره می‌کند: فایده تاریخ چیست؟ به چه سمتی داریم حرکت می‌کنیم؟ آیا واقعا سرنوشت انسان امروز روشن‌تر از دیروز است؟ اصلا آیا سرنوشت و آینده‌ای روشن در انتظار ماست؟ آیا امروز خوشبخت‌تر از هزاران سال پیش هستیم؟

 

آیا اکنون خوشبخت‌تریم؟ آیا از ثروتی که بشر در طی پنج قرن اخیر به دست آورده است می‌تواند به خرسندی جدیدی تعبیر شود؟ آیا کشف منابع بی‌پایان انرژی ذخایر بی‌پایانی از نعمت‌ها را به روی ما گشوده است؟ عقب‌تر برویم و ببینیم آیا هفتاد و چند هزاره پرآشوب پس از انقلاب شناختی دنیا را مکان بهتری برای زندگی کرده است؟ آیا مرحوم نیل آرمسترانگ که جای پایش بر کره عاری از باد ما سالم مانده است، از شکارگر – خوارک‌جوی بی‌نام و نشانی که 30هزار سال قبل اثر دستش را بر روی دیواری در غار شووه باقی گذاشت سعادتمندتر بود؟ اگر نبود پس فایده به وجود آمدن کشاورزی و شهرها و خط و سکه و امپراتوری‌ها و علم و صنعت چه بود؟ (انسان خردمند – صفحه 513)

 

در کنار خواندن این کتاب پیشنهاد می‌کنم مصاحبه و سخنرانی یووال نوح هراری را در سایت موسسه تد TED نیز نگاه کنید. سخنرانی نویسنده را از اینجا می‌توانید ببیند. او در این سخنرانی به شکل بسیار خلاصه مقداری از مفاهیم کتاب را بیان می‌کند. همچنین از طریق این لینک می‌توانید مصاحبه او را ببیند. در این مصاحبه جذاب و دیدنی (مثل خود کتاب) هراری در مورد کتابِ Homo Deus: A Brief History of Tomorrow (انسان خداگونه: تاریخ مختصر فردا) هم صحبت می‌کند. لازم به ذکر است که این ویدیوها با زیرنویس فارسی هم در دسترس هستند.

 

من همیشه وقتی با کتاب خوب و تاثیرگذاری روبه‌رو می‌شوم دوست دارم کتاب در بهترین حالت و بدون کوچک‌ترین عیب و ایرادی باشد. این کتاب هم با وجود حجم نسبتا زیاد آن، ایرادهای نگارشی داشت اما به طور کلی می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. (به دلیل قلم تاثیرگذار نویسنده حتی ممکن است متوجه آن نشوید.) البته امیدوارم در چاپ‌های بعدی این موارد برطرف شود. ترجمه کتاب بسیار خوب است و لذت خواندن کتاب را دوچندان می‌کند. در نهایت نمی‌توان قیمت بالای کتاب را هم نادیده گرفت.

 

انسان خردمند از جنبه‌های مختلف دارای اهمیت است و کافه‌بوک این کتاب را در لیست‌ کتاب‌های پیشنهادی خود قرار داده است. خواندن آن را به همه‌ی کسانی که اهل تفکر هستند و به مسائل تاریخی و فلسفی علاقه دارند پیشنهاد می‌کنم.

 

جملاتی از متن کتاب انسان خردمند

همه گونه‌های انسانی، علی‌رغم تفاوت‌های زیادشان، چند ویژگی مشترک دارند که آنها را از موجوات دیگر متمایز می‌کند. بارزترین ویژگی این است که انسان، در قیاس با سایر جانداران، مغز فوق‌العاده بزرگ‌تری دارد.  (انسان خردمند – صفحه 29)

 

150هزار سال قبل، انسان‌ها با وجود استفاده از آتش هنوز موجوداتی کم‌اهمیت بودند. حالا دیگر می‌توانستند شیرها را فراری دهند، خود را در شب‌های سرد گرم کنند، و جنگلی را به آتش بکشند. اما اگر همه گونه‌های انسانیِ موجود را به حساب آوریم، شاید تعدادشان هنوز از یک میلیون انسانِ ساکن در مجمع‌الجزایر اندونزی و شبه‌جزیره ایبری فراتر نمی‌رفت؛ این یعنی صرفا یک نقطه روی صفحه رادار زیستبومی. (انسان خردمند – صفحه 36)

 

چرا مردم خود را با غذاهای پرکالری که برای جسمشان هم مضر است خفه می‌کنند؟ جوامع مرفه امروزی درگیر بلای چاقی هستند که به سرعت دارد به کشورهای در حال رشد هم سرایت می‌کند. تا وقتی که عادات غذایی نیاکان خوراک جویان را بررسی نکنیم، یافتن علت زیاده‌روی ما در خوردن غذاهای پرچرب و بسیار شیرین معما باقی می‌ماند. در علفزارهای استوایی و جنگل‌هایی که آن‌ها سکونت داشتند غذاهای شیرین پرکالری بسیار کمیاب و منابع غذایی به طور کلی کم بود. 30هزار سال پیش، «خوراک‌جو»ی عادی تنها به یک نوع غذای شیرین دسترسی داشت و آن میوه‌های رسیده بود. اگر یک زن عصر حجری به یک درخت پر از انجیر برمی‌خورد منطقی‌ترین کار این بود که، قبل از آن که بابون‌های محلی آن درخت را لخت کنند، تا جایی که می‌تواند از آن انجیرها بخورد. غریزه زیاده‌روی در خوردن غذاهای پرکالری جزئی از ژن‌های ما شد. امروزه ما شاید در آپارتمان‌های بسیار بلند با یخچال‌هایی پر از غذا زندگی کنیم، ولی دی‌ان‌ای ما هنوز گمان می‌کند که در علفزارهای استوایی به سر می‌برد. برای همین است که اگر یک لیوان بستنی در یخچال پیدا کنیم آن را کامل می‌بلعیم و پشتش هم یک شیشه بزرگ نوشابه را تا ته سر می‌کشیم. (انسان خردمند – صفحه 74)

 

اما از منظر گله حیوانات، و نه چوپان‌ها، نمی‌توان به نتیجه دیگری به جز این رسید که انقلاب کشاورزی برای اکثر حیوانات اهلی شده فاجعه‌ای وحشتناک بود. «موفقیت» تکاملی این حیوانات بی‌معنی است. یک کرگدن وحشی کمیاب در آستانه انقراض شاید بسیار خوشبخت‌تر از گوساله‌ای باشد که ناچار است تمام زندگی کوتاه خود را در قفسی تنگ سپری کند و پروار شود تا استیک لذیذی از آن تهیه کنند. کرگدن خوشنود ناراضی نخواهد بود از اینکه جزو آخرین اعضای گونه‌اش است. موفقیت عددی گونه گوساله تسلی خاطر اندکی است در برابر درد و رنجی که هر یک از افراد این گونه بدان دچار هستند. (انسان خردمند – صفحه 146)

 

انقلاب کشاورزی یکی از بحث‌برانگیزترین وقایع تاریخ است. بعضی طرفداران دو آتشه آن ادعا می‌کنند که این انقلاب بشر را در مسیر رفاه و ترقی قرار داد. دیگران آن را منجر به تباهی بشر می‌دانند و معتقدند که نقطه عطف سرنوشت‌سازی بود که باعث شد انسان خردمند همزیستی صمیمانه خود با طبیعت را رها کند و به سوی حرص و آز و ازخودبیگانگی بشتابد. این مسیر، به هر سمتی که بود، راه برگشتی نداشت. کشاورزی جمعیت را چنان به سرعت و از اساس افزایش داد  که هر جامعه کشاورزی پیچیده‌ای اگر به شکار و گردآوری خوراک بازمی‌گشت دیگر نمی‌توانست مثل سابق به بقای خود ادامه دهد. (انسان خردمند – صفحه 149)

 

پول سکه و اسکناس نیست. پول هرآن چیزی است که انسان‌ها تمایل دارند با استفاده از آن بتوانند به طور نظام‌مند ارزش چیزهای دیگر را به منظور مبادله کالاها و خدمات نشان دهند. (انسان خردمند – صفحه 252)

 

تنها نظام مبتنی بر اعتماد مخلوق انسان‌هاست که تقریبا هر شکافی میان فرهنگ‌ها را پر می‌کند و کسی را بر پایه گرایش‌های دینی یا جنسیتی یا نژادی یا سنی مورد تبعیض قرار نمی‌دهد. در سایه وجود پول حتی کسانی که همدیگر را نمی‌شناسند و به یکدیگر اعتماد ندارند می‌توانند همکاری موثری با یکدیگر داشته باشند. (انسان خردمند – صفحه 264)

 

اولین خط آهن تجاری جهانی در 1830 در بریتانیا افتتاح شد. در 1850 کشورهای غربی 40هزار کیلومتر راه‌آهن داشتند، اما در تمام آسیا و آفریقا و آمریکای لاتین فقط 4هزار کیلومتر خط آهن وجود داشت. در 1880، غرب به خود می‌بالید که بیش از 350هزار کیلومتر خط آهن دارد، در حالی که در سایر نقاط دنیا فقط 35هزار کیلومتر راه‌آهن وجود داشت (و بیشتر آن را هم انگلیسی‌ها در هند کشیده بودند). (انسان خردمند – صفحه 391)

 

پس از سال 1908، و بخصوص بعد از سال 1945، طمع سرمایه‌داری عمدتا به دلیل ترس از کمونیسم، تا حدود مهار شد. اما بی‌عدالتی هنوز حکم‌فرماست. کیک اقتصادی 2014 بسیار بزرگ‌تر از کیک سال 1500 است، اما آن چنان نامساوی تقسیم شده است که بسیاری از دهقانان آفریقایی و کارگران اندونزی بعد از یک روز کار سخت با غذایی کمتر از غذای اجدادشان در 500 سال قبل به خانه برمی‌گردند. ممکن است رشد اقتصاد مدرن هم مثل انقلاب کشاورزی، فریبی بسیار بزرگ از کار درآید. (انسان خردمند – صفحه 457)

 

در مجموع امروزه ده‌ها میلیارد حیوان در دامداری‌ها زندگی می‌کنند که بخشی از خط تولید ماشینی هستند و در حدود 50 میلیارد از آن‌ها سالانه کشته می‌شوند. این روش‌های صنعتی دامداری به افزایش بی‌سابقه‌ تولیدات کشاورزی و ذخایر غذایی انسان‌ها انجامیده است. پرورش صنعتی حیوانات در کنار ماشینی شدن کشت گیاهان، اساس کل نظام اقتصادی – اجتماعی مدرن است. (انسان خردمند – صفحه 474)

 

و سرانجام، فقط در صورتی می‌توانیم به خاطر دستاوردهای بی‌سابقه‌ انسان خردمند امروزی به خود ببالیم که سرنوشت تمام موجودات دیگر را کاملا نادیده بگیریم. بخش‌های زیادی از نعمات مادی که به آن فخر می‌فروشیم و از ما در مقابل بیماری‌ها و قحطی محافظت می‌کند به بهای شکنجه و قربانی شدن میمون‌های آزمایشگاهی، گاوهای شیرده، و مرغ‌های تسمه‌نقاله‌ای به دست آمده است. در طی دو قرن اخیر، ده‌ها میلیارد از آن‌ها قربانی نظامی از استثمار صنعتی بوده‌اند که قساوتش در تاریخ سیاره زمین بی‌سابقه بوده است. اگر فقط یک دهم آن چه را فعالان حقوق حیوانات مطرح می‌کنند بپذیریم، پس چه‌بسا کشاورزی صنعتی مدرن بزرگ‌ترین جنایت تاریخ باشد. (انسان خردمند – صفحه 517)

 

متاسفانه حاکمیت انسان خردمند بر زمین تا کنون چندان حاصلی به بار نیاورده است تا به اعتبار آن بر خود ببالیم. ما محیط اطرافمان را تحت کنترل درآورده‌ایم، محصولات غذایی را افزایش داده‌ایم، شهرها ساختیم، امپراتوری‌ها برپا کردیم و شبکه‌های تجاری گسترده ایجاد کردیم. اما آیا توانستیم از میزان رنج در جهان بکاهیم؟ بارها ثابت شده است که افزایش دائمی قدرت بشر لزوما به رفاه آحاد انسان‌های خردمند نینجامیده است و منجر به فلاکتی غیرقابل تصور برای موجودات دیگر شده است.  (انسان خردمند – صفحه 567)


جای خالی سلوچ رمانی رئالیستی از محمود جان دولت‌ آبادی است که بلافاصله پس از آزادی از زندان ساواک و طی 70 روز نوشته‌ است.

 

دولت‌ آبادی داستان آن را به هنگامی که دوره سه ساله حبس خود را می‌گذراند در ذهنش پرورانده بود.

 

در این کتاب با زندگی مردم یک روستا آشنا می شوید و توصیفات کتاب آنقدر قوی و پررنگ است که انگار شما هم دارید با آن ها زندگی می کنید.

 

داستانی از روزمرگی های مردم که با قلم توانا با چنان جذابیتی نوشته شده که خواننده را با خودش همراه می کند.

 

جاÛ? خاÙ?Û? سÙ?Ù?Ú? - Ù?عرÙ?Û? کتاب جاÛ? خاÙ?Û? سÙ?Ù?Ú?

 

داستان کتاب

رمان جای خالی سلوچ همان طور که از اسمش پیداست از رفتن سلوچ (اسم مرد) شروع می شود.

 

سلوچ که کسب و کار حسابی ندارد، زن و بچه خود را رها می کند و به دنبال کار روانه شهر می شود. او بدون هیچ خبری محل زندگی خود را ترک می کند. در کتاب، دولت آبادی آن چنان زیبا احساسات و مشکلات زندگی مِرگان، زن سلوچ را به تصویر می کشد که همتا ندارد.

 

او از روح سرکش پسران سلوچ صحبت می کند و دردهای هاجر، دختر نوجوان سلوچ را در ازدواج با مردی که سالها از او بزرگ تر است روایت می کند.

 

این رمان به جای خالی سلوچ اشاره می کند اما سلوچ حضور مستقیمی در داستان ندارد. ولی به تدریج با خواندن کتاب شخصیت او در پس ماجراها و ارتباط شخصیت ها با یکدیگر آشکار می شود.

 

درباره جای خالی سلوچ

این رمان واقعا عالی و تاثیر گذار است. دولت آبادی در این کتاب چهره زشت فقر را به نمایش می گذارد و اراده راسخ مِرگان را به نمایش گذاشته است.

 

به نظر من این رمان را می شود خیلی خوب درک کرد و فهمید چرا که نویسنده خودش فضای داستان را به خوبی می شناسد و از آن آگاه هست. در رمان قسمت هایی دردناک و تلخ هم وجود دارد که بسیار آدم را به فکر فرو می برد. و همین باعث میشه که این کتاب تا این حد فوق العاده باشد. اصولا کتابی که آدم را به فکر فرو نبرد ارزش این را ندارد که چندین بار خوانده شود. به شما پیشنهاد می کنم که حتما رمان جای خالی سلوچ را چندین بار بخوانید.

 

این کتاب در حقیقت سعی می‌کند تقدیرِ زندگیِ زنانی همچون مرگان را نشان دهد که در جای جایِ ایران حضور دارند و پابه‌پای مردان کارهای دشوار و سخت انجام می‌دهند و در سخت‌کوشی هیچ کم از مردان ندارند؛ زنانی که در تمامِ عمر حتی یک روز هم رنگِ خوشی را نمی‌بینند امّا خم به ابرو نمی‌آورند و با وجودِ همه? اتفاقاتی که ممکن است ده‌ها مرد را از پا بیندازد، می‌جنگند.

 

قسمت هایی از متن جای خالی سلوچ

زخمی اگر بر قلب بنشیند، تو نه می توانی زخم را از قلبت وابکنی و نه می توانی قلبت را دور بیندازی. زخم تکه ای از قلب توست. زخم اگر نباشد، قلبت هم نیست. زخم اگر نخواهی باشد، قلبت را باید بتوانی دور بیندازی. قلبت را چگونه دور می اندازی؟ زخم و قلبت یکی هستند.

 

دنیا را بگذار آب ببرد. وقتی تو در توفان گرفتار میآیی، چه خیال که تو دکمه ی یقه ات را بسته باشی یا که نبسته باشی. چه خیالی که خاک در چشمانت خانه کند یا نکند. چه خیالی ؟! تو در توفان گرفتار آمده ای، میخواهی که گلویت خشک نشود ؟!

خوش خلقی او را باید از چاپلوسی جدا می کردند. روی گشاده ی مرگان در کار، نه برای خوشایند صاحب کار، بلکه برای به زانو درآوردن کار بود. مرگان این را یاد گرفته بود که اگر دلمرده و افسرده به کار نزدیک بشود، به زانو در خواهد آمد و کار بر او سوار خواهد گشت. پس با روی گشاده و دل باز به کار می پیچید. طبعا کار چنین است که می خواهد تو را زمین بزند، از پا درآورد. این تو هستی که نباید پا بخوری، نباید از پا دربیایی و مرگان نمی خواست خود را ذلیل، ذلیل کار ببیند. مرگان کار را درو می کرد.

 

گاه آدم، خود آدم، عشق است. بودنش عشق است. رفتن و نگاه کردنش عشق است. دست و قلبش عشق است. در تو عشق می جوشد، بی آنکه ردش را بشناسی. بی آنکه بدانی از کجا در تو پیدا شده، روییده. شاید نخواهی هم. شاید هم بخواهی و ندانی. نتوانی که بدانی. عشق، گاهی همان یاد کمرنگ سلوچ است و دست های به گل آلوده یتو که دیواری را سفید می کنند. عشق، خود مرگان است؛ پیدا و ناپیداست، عشق. گاه تو را به شوق می جنباند. و گاه به درد در چاهیت فرو می کشد.

 

گاه عشق گم است؛ اما هست، هست، چون نیست. عشق مگر چیست؟ آن چه که پیداست؟ نه، عشق اگر پیدا شد که دیگر عشق نیست. معرفت است. عشق از آن رو هست، که نیست. پیدا نیست و حس می شود. می شوراند. منقلب می کند. به رقص و شلنگ اندازی وا می دارد. می گریاند. می چزاند. می کوباند و می دواند. دیوانه به صحرا!